يك خانوم عرب توي چهاراه لشگر منو ديد و هي دست و پا شكسته مي پرسيد: 

 از كجا برم بانك؟! 

 منم گفتم الان كه عصره بانكا بسته ن.حالا كدوم بانك؟! 

گفت: بانك! بارك! بارك!

بعد فهميدم منظورش پاركه!