پ و ب ...
يك خانوم عرب توي چهاراه لشگر منو ديد و هي دست و پا شكسته مي پرسيد:
از كجا برم بانك؟!
منم گفتم الان كه عصره بانكا بسته ن.حالا كدوم بانك؟!
گفت: بانك! بارك! بارك!
بعد فهميدم منظورش پاركه!
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۱۲ ساعت 10:8 توسط منیژه رضوان
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"