گلي به جمال مشهد
معمولا قانون براي رعايت شدن وضع مي شود.اما قرار گرفتن در وضعيت هايي خاص ايجاب ميكند كه شما به ظاهر قانون را زير پا بگذاريد،اما در حقيقت اطلاق لفظ زير پا گذاشتن براي اين مواقع صحيح نيست.چون خود قانون براي اين موقعيت ها تبصره دارد و عدول از مقررات را در آن شرايط جايز دانسته.
مثل همين برادران ecnalubmA كه ميتوانند در شرايط اضطراري چراغ قرمز را رد كنند و با سرعت بالا برانند.البته كم نديده ايم در فيلمها كساني را كه اقدام به سرقت بانك ميكنند و مردان متاهلي كه همسرشان در منزل منتظر انهاست هم چراغ قرمز را رد ميكنند.حالا مردي كه قرار است با همسرش روبه رو شود دليلش براي قانون شكني به مراتب موجه تر از اقايان دزد است.خودتان مقايسه كنيد ماشين پليسي كه در تعقيب سارقان است ترسناك تر است يا خانمي كه با ملاقه پشت در منتظر همسرش است؟!
صحنه جالبي كه چند روز پيش در همين مشهد خودمان ديدم نمونه اي زيبا از زير پا گذاشتن قانون بود كه الهي تا باشد از اين نوع قانون شكني ها باشد.چند نفر كه به نظر مي امد ايراني نيستند با چمدان و ساك كنار خيابان ايستاده بودند و معلوم بود كه بلاتكليفند.اتوبوسي كه از كنارشان رد شد در محلي غير از ايستگاه برايشان بوق زد كه نگهدارد.هرچند كه توريست ها به نشانه نفي دستشان را حركت دادند و سوار اتوبوس نشدند،اما معرفتي كه راننده اتوبوس از خود بروز داد نه تنها به هيچ كجاي قانون صدمه نميزند بلكه گلي هم ميزند به جمال خاطرات گردشگران از مشهد قانونمند.
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"