حيوانات و يا به قول خواهرزاده ام حيبانات! حقوق خاص خودشان را دارند.يعني اگر به ضرورت از مرغ و خروس يا گربه و سگي در منزل يا باغ تان نگهداري ميكنيد حقوق آنها را بايد رعايت كنيد.اصلا درست نيست سگي از باغ شما نگهباني كند و شما از او نگهداري نكنيد.حتي اگر آدم منصفي باشيد بايد براي دوران پيريش هم فكري بكنيد و باصطلاح او را بيمه سگي كنيد.

نميشود به يك خانم مرغ گفت روزي ده تا تخم دو زرده بگذار و بعد به اندازه يك تخم مرغ يك زرده به او دان داد.يا اصلا كار درستي نيست كه به يك خروس سپرد كه هر صبح ما را از خواب بيدار كن و بعد يك مرغداني تميز با ده دوازده مرغ و جوجه برايش فراهم نكرد.

حيوانات هم مثل ما درك ميكنند و غصه ميخورند و شاد ميشوند و از آنجا كه بي زبانند (البته زبان انساني منظور است) و با نگاه شان با ما صحبت ميكنند بيشتر انسان را در معذوريت و شرمندگي قرار ميدهند.

دوستي كه بنا به ضرورت مجبور به نگهداري سگي در منزلش بود تعريف ميكرد كه هر بار كه سگش خبطي مرتكب ميشد او را دعوا ميكرد و حمام را نشانش ميداد و ميگفت برو توي حمام.يكبار كه دعوايش كرده بود و بعد سراغ كارش رفته بود هرچه گشتند حيوان را پيدا نكردند خيلي كه گشتند ديدند حيبان! خودش رفته توي حمام تا تنبيه شود.

بار ديگر بنابر مسافرتي كاري كه به خارج كشور داشتند مجبور بودند سگ را به كسي بسپارند ولي هيچ كس حاضر نبود از او نگهداري كند بحث در منزل و جلوي حيوان زبان بسته ولي شنوا بالا گرفته بود كه ديدند هاپوي مورد نظر نيست.اينجا را بگرد آنجا را بگرد تا اينكه مجددا سگ را در حمام پيدا كردند كه يك گوشه كز كرده بود و هرچه صدايش ميزدند جواب نميداد و سرش را بالا نميكرد.

از همين جا گريزي بزنيم به روابط انساني.يك بي محبتي و بي مبالاتي كه با حيوانات چنين ميكند ببينيد كه با انسانها چه ميكند.سعي كنيم همديگر را به حمام تنهايي و غصه هدايت نكنيم.