شب جمعه هس .مي رم سر خاك بابا. چند تا ضربه به سنگ قبرش ميزنم و مثل هميشه تسبيح شاه مقصود زيتوني رنگي كه براش خريده بودم و اجل مهلت نداد كه براي روز پدر بهش بدم رو ميذارم  روي سنگ قبرش. 

ميبيني بابا! هميشه صداي امريكا رو ميگرفتي كه ببيني آخوندا كي سقوط ميكنن اما آخوندا هنوز سقوط نكردن. 

تازه چند روز پيش پلاسكو رو هم نقش بر خاك كردن.اونم از صداي امريكات كه ديگه نميذاره ايرانيها برن امريكا. بابا! كاش ميتونستم چند تا نخ سيگار ونستون بهت بدم بكشي .اونجا خدا بهت سيگار نميده؟!يادته كه ميگفتي اخوندا اخرش ميشاشن به همه چيز؟!چقدر ساده بودي و خوش خيال! آخوندا ريدن به همه چيز! 

بابا! راستي هاييده مرد! هنوز امام زمان نيومده.ميدوني گوشت شده كيلويي چند تومن؟!حدس بزن! يادته يه انگشتر برام خريده بودي كه روي فيروزه اش نوشته بود رقيه؟!يه آقايي ديروز ميگفت امام حسين(ع) اصلا دختري به اسم رقيه(ع) نداشته.خيالت راهت نميذارم توي قبرهاي اين بلوك هيچ اخوندي رو خاك كنن. 

نگهبان قبرستون ميگه هربار از اين حوالي رد ميشه يه صداهايي ميشنوه! چيكار ميكني بابا! دست بردار! آخوندا سقوط نميكنن حالا حالاها! 

بعد هم يك فاتحه ميخونم ، تسبيح شامقصود رو برميدارم و راهم رو ميكشم ميرم!همونطور كه دور ميشم از پشت سرم  صداي مبهم روشن شدن راديو و تغيير موجش رو ميشنوم! 

 

اينجا صداي اِمريكاست، صداي ما را از واشنگتن مي شنويد....