خويش برانداز
يكي از تبهاي بالاي چهل درجه سالهاي اخيرهمين سلفي گرفتن يا ايرانيزه شده آن يعني خويش انداز است.
البته برخي و بخصوص خانمهايي هستند كه معتقدند بد عكس هستند و يا به عبارت بهتر خودشان بهتر از عكسشان هستند!لذا به جهت توهمي كه دارند مبتلابه نشده اند.بخصوص كه اگر خانمي نزديك به لنز دوربين باشد خواهي نخواهي بيني اش هم در تصوير بزرگ مي افتد.نمي افتد؟!كم هم نبوده اند كساني كه بخاطر خويش انداز گرفتن خويش برانداز شده اند، درست مثل دختري هندي كه در جريان سلفي گرفتن موهايش لاي چرخ فلك گير كرد و باقي ماجرا...
نمونه ديگرش ماجراي پلاسكوست.هرچند كه من مطمين هستم اكثريت قريب به اتفاق سلفي گيرها كه از دور حادثه را ميديدند فقط گمان ميكردند كه ساختماني در حال سوختن است و مثل اغلب آتش سوزيها تلفاتي ندارد،اما درست نبود و نادرست تر انتشار آنها در فضاي مجازي بود.
اما از جهت ايجاد همدلي بين هموطنان عرض كنم كه خيلي ها را ديده ام كه در موقعيت هاي ناراحت كننده از خود خنده هاي هيستريك بروز ميدهند.ديده ايد وقتي كه مادري از خاطرات بچه تازه درگذشته اش تعريف ميكند و اشك ميريزد ناگهان ميخندد؟!بهتر است نه دير علاج كنيم و نه زود قضاوت.گاهي به نظر ميآيد صدايي كه ريزش پلاسكو را گزارش ميكند ظاهرا ته مايه هايي از شادي دارد اما درواقع اوج ناباوري فرد را منعكس ميكند.واكنش مردم در برابر حوادث بزرگ يكسان نيست.يكي وقتي كه ميترسد فرار ميكند و يكي خشكش ميزند.ايا بايد گفت كسي كه فرار نميكند نمي ترسد؟برعكس، آنقدر ترسيده كه نميتواند فرار كند.يكي آنقدر ميخندد كه اشكش سرازير ميشود و يكي كارش از گريه گذشته است به آن ميخندد!
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"