وقتي كه به كودكان رها شده اي كه سالها و گاهي چند سال توسط سگها و گرگها در جنگل بزرگ شدن،فكر ميكنم و ميبينم كه بعد از پيداشدن توسط انسانها به هيچ عنوان به زندگي عادي برنميگردن و باز هم دوست دارن زوزه بكشن و هي به جنگل فرار ميكنن و ... 

با خودم ميگم چطور خدا ميخواد درباره بچه هايي كه توي خونواده هاي نامناسب بزرگ شدن قضاوت كنه؟خونواده هايي كه ما حتي 1 لحظه هم اجازه نميديم بچه هامون باهاشون حشر و نشر داشته باشن. 

اين معضل در رابطه با تفاوتهاي خونواده هاي مختلف و اختلاف تربيتي اونها هم صادقه والا ما از خدا تشكر نمي كرديم بخاطر اينكه ما رو شيعه افريده. 

واقعا چطور قراره قضاوت بشه؟! اگر قرار نيست نتايج شگفت آوري در قضاوت الهي ببينيم كه ظلمه و اگر قراره نتايج دور از انتظاري اتفاق بيفته كه زندگي كردن و ديدن نتيجه هاي صوري دنيوي عبث بوده! هان؟!