زبان حيوانات
حيوانات مختلف در برابر مهرباني و كمك رساني انسانها به خودشان عكس العملهاي متفاوتي بروز مي دهند.
گربه ها وقتي كه غذايي را از سمت شما دشت ميكنند هنوز گوشت در نيمه راه حلق و مري شان تعيين مسير نكرده به شما نگاه طلبكارانه اي مي اندازند كه بعدي را هم رد كن بياد و در همين نگاه شك و ترديد هم موج ميزند كه يعني حالا اين گوشتها را به من ميدهي چه قصد شومي پشت كمكت نهفته است؟!
ولي سگها جور ديگري هستند وقتي كه غذايي كه بهشان ميدهي را ميخورند در عين حال كه برايت دم تكان ميدهند طوري با مهرباني و اعتماد به تو نگاه ميكنند كه انگار با همان لقمه اول سير شده اند و دارند با زبان حق شناسانه اي ميگويند كه اگر كاري داري بگو متقابلا انجام دهم.
يادش بخير همسايه ما يك خروس خيلي بزرگ داشت كه هربار براي او و مرغهايش غذا مي بُرد يك سري كامل توي حياط دنبالش ميكرد و اگر ميتوانست نوكش هم ميزد بعد هم مثل يك پهلوان مي ايستاد تا خانم مرغهايش غذا بخورند و تا انها غذا نميخوردند نمي رفت غذا بخورد.در اين حين اگر به صاحبش هم نگاه ميكرد به زبان بي زباني خروسي طوري نگاه ميكرد كه انگار دارد ميگويد تو اگر تاج نداري من پيش مرغهايم آبرو دارم و طاقت ديدن گرسنگي شان را ندارم چرا دير غذا آوردي؟!
بعضي حيوانات هم هستند كه مثل كوركوديل بايد بگذاريد كه خودشان براي خودشان غذا پيدا كنند چون به گوشتي كه دست شماست و خود شما به چشم غذا نگاه ميكنند و اصلا در نگاهشان قبل و بعد از غذا خوردن تغييري احساس نميشود و هيچ بعيد نيست ضمن قاپيدن گوشت از دست شما دستتان را تا آرنج گاز بگيرند.حيوان است ديگر چه ميفهمد؟! لابد خيال ميكند كه انقدر دوستش داريد كه دستتان را جلويش گرفته ايد و ميگوييد:عزيزم بيا بخور!
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"