پسر عبدالباسط شيعه نشده است!
با دوستم رفتيم حرم دعاي كميل بخونيم كه روي دعا شروع كرد به توضيح دادن و از همينجا بينمون بحث درگرفت.
كار به جايي رسيد كه ميگفت: اينشتين مسلمون و به طور خاص شيعه شده اما موظف به تقيه شده.درباره پسر عبدالباسط كه يقين داشت كه شيعه شده.
گويا ماجرا از اين قرار بوده كه پسر پدرش رو در خواب ديده كه سر پل صراط نگهش داشتن كه تو براي عبور از صراط نياز به ولايت علي بن ابيطالب(ع) داري.پسرش هم به تكاپو افتاده كه از مجتهدين و علماي نجف تذكره ولايت علي(ع) رو براي پدرش بگيره و به اين ترتيب پسر هم به مذهب تشيع ميگروه.
دلم هري ريخت پايين.وقتي كه سرچ كردم ديدم كه روزنامه كيهان طي سفري كه پسر عبدالباسط به ايران داشته باهاش مصاحبه كرده و گويا سندي بر اين اتفاق پيدا نكرده.خيالم راحت شد.واقعا دون مقام پروردگاري هست كه چنين رفتاري رو انجام بده. دمش گرم كه اونجور كه بنده هاش ميگن نيست.
نميدونم اصرار براي تغيير مذهب و دين در زمان برخورد با ديگران از چه تفكر عقب افتاده اي ناشي ميشه.شما خوب باش و خودت باش هر اتفاقي كه بايد بيفته ميفته.
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"