بيماري رو تصور بفرماييد كه به جهت يك حادثه سالها از گردن به پايين فلج هست و از هر كسي كه ميخواد بهش كمك كنه تا به زندگيش خاتمه بده اقدامي نمي كنه.بعد زبونش رو گاز ميگيره كه بلكه زبونش مسير حلقش رو ببنده و بميره اما بيفايده است. 

 

كسي كه خودش رو روي نارنجك ميندازه تا بقيه همرزماش كشته نشن با كسي كه به جهت اطلاع از بي نتيجه بودن ادامه درمانش اقدامات درماني رو متوقف ميكنه تا خونواده اش متحمل مخارج بالاي بي فايده نشن و ساير بيماران از تخت و امكانات درماني كه براشون مفيده استفاده كنن چه فرقي با هم دارن؟!