حق
اصلا نمي فهمم وقتي كه ميگن ما حقي بر گردن خدا نداريم يعني چي؟!
شما اگر 4 نفر رو در يك جشنواره از بين تماشاچي ها به طور رندوم و بدون اطلاع قبلي انتخاب كنين و روي سن بيارينشون و به 3 تاشون يك جعبه شيريني بدين به يكي يك كيلو سيب زميني، با اينكه به ظاهر طلب و حقي از شما نداشتن نفري كه سيب زميني گرفته ناراحت ميشه.چون به محض انتخاب يك فرد اون فرد صاحب حق ميشه نسبت به شما و با كمتر دادن بهش تحقير شده جلوي مردم.اونوقت خدا ما رو از هيچ افريده و ما حقي به گردنش نداريم؟
شما حتي اگر دست بذارين پشت يكي توي خيابون و اون فرد رو برگردونه و شما كاريش نداشته باشين ازتون شاكي ميشه، چون حتي دست گذاشتن روي شونه كسي اونو صاحب حق ميكنه نسبت به شما. به نظر من هر رابطه اي ولو بنده و خدايي حق متقابل ايجاد ميكنه.
واقعا من نمي فهمم چطور من حقي به گردن خدا ندارم؟!
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"