اصلا نمي فهمم وقتي كه ميگن ما حقي بر گردن خدا نداريم يعني چي؟! 

 شما اگر 4 نفر رو در يك جشنواره از بين تماشاچي ها به طور رندوم و بدون اطلاع قبلي انتخاب كنين و روي سن بيارينشون و به 3 تاشون  يك جعبه شيريني بدين به يكي يك كيلو سيب زميني، با اينكه به ظاهر طلب و حقي از شما نداشتن نفري كه سيب زميني گرفته ناراحت ميشه.چون به محض انتخاب يك فرد اون فرد صاحب حق ميشه نسبت به شما و با كمتر دادن بهش تحقير شده جلوي مردم.اونوقت خدا ما رو از هيچ افريده و ما حقي  به گردنش نداريم؟ 

شما حتي اگر دست بذارين پشت يكي توي خيابون و اون فرد رو برگردونه و شما كاريش نداشته باشين ازتون شاكي ميشه، چون حتي دست گذاشتن روي شونه كسي اونو صاحب حق ميكنه نسبت به شما. به نظر من هر رابطه اي ولو بنده و خدايي حق متقابل ايجاد ميكنه.

واقعا من نمي فهمم چطور من حقي به گردن خدا ندارم؟!