همين پولهاي فرسوده در نوع خودشان مصيبتي هستند.وقتي كه يكيشان به تورت مي خورد رهايي از شرش ممكن نيست.هر چقدر هم كه كاغذ رنگ  كني و با چسب بچسباني به اسكناس فايده اي ندارد.هيچ كس زير بار دريافت آن نمي رود حتي متكديان.

مي روي من كارتت را شارژ كني خانوم داخل باجه مي گويد اين پول گوشه ندارد.تو هم با تعجب ميگويي خب نداشته باشد!عددش كه درست است.به من كه اگر مي بود يك نصفه هزاري را هم به عنوان پانصد توماني مي پذيرفتم البته بعدها ممكن است در اندازه هاي ديگر اسكناس به اجماع نرسيم مثلا يكي بگويد اين تكه هزاري يك چهارمش است وآن يكي بگويد نخير كمتر است و دويست تومان بيشترارزش ندارد.

كار به جايي ميرسد كه با خودت ميگويي صدقه اول هر ماه را كه خواستم بدهم از همين پولهايي كه پاره پوره هستند ميدهم و داخل صندوق صدقه مي اندازم.اگر بنده هاي خدا ملتفت نيستند كه نبود گوشه اسكناس از نقدينگي آن كم نمي كند كه خود خدا متوجه است.البته تا رسيدن اول ماه باز هم از تلاشت براي قالب كردن هزارتوماني بدون گوشه به همشهريان كوتاهي نميكني.اما خداوكيلي يك زمين بدون گوشه را ميشود به همشهريان انداخت اما اسكناس بدون گوشه را نه.يك كار ديگر هم ميشود كرد.آدم ميتواند برود بانك مركزي باجه تعويض اسكناس.خدا را شكر كه اين كاركنان بانك متوجه هستند كه يك هزاري بدون گوشه فرقي با گوشه دارش ندارد! يكي بي گوشه ميگيرند و يكي نو تحويلت ميدهند.به هيچكس بهتر از كارمندان بانك نميشود يك هزاري پاره پوره انداخت!