بیمارستان امام رضا علیه السلام
همیشه موقعی که دانشجو بودم و در بیمارستان امام رضا (ع) واحدامو پاس میکردم ته دلم از مردم شرمنده بودم
همیشه از کنار ما دانشجوهای پزشکی و پرستاری که رد میشدن میگفتن: یک مشت دانشجوی ریختن توی این بیمارستانها هیچی هم بلد نیستن وقت ما رو میگیرن
برای همین از اینکه وقتشونو بگیرم و شرح حال بگیرم یا معاینه شون کنم شرمنده بودم
تا اینکه یکبار یکی از اساتید در برابر اعتراض مریض به حضور ما در بیمارستان بهش گفتن:
سردر بیمارستان رو لطفا بخونین
چی نوشته؟
نوشته مرکز آموزشی، پژوهشی، درمانی
یعنی اینجا در درجه اول مختص این بچه ها هست که بیان اموزش بگیرن
در درجه سوم محیط درمانی هست
حالا اگر در عمل جای الویتهای آموزش و درمان عوض شده ظلم به این بچه ها هست که اینجا باید درس میخوندن و چیز یاد میگرفتن
از اون به بعد با اعتماد به نفس توی بیمارستان
راه می رفتم
🍃
🌺🍃
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۶/۰۹ ساعت 13:44 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"