خود
من روی دو چشم ِ خود کشیدم خود را
از طعم ِ زبان ِ خود شنیدم خود را
فنجان مرا هیچکسی دست نزد
من خود بودم که سَرکشیدم خود را
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۴/۲۵ ساعت 19:46 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"