با اینهمه
با این همه کار سخت، خوابیدن را
با این همه روز ِ تار، تابیدن را
با اینهمه اشکی که به غم ریخته ایم
از یاد نبرده ایم خندیدن را
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۴/۱۲ ساعت 23:23 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"