اسب برنده ای که سواری نداشته
شیر درنده ای که شکاری نداشته

ریلی شدم که دیر به مقصد رسیده است
ریلی که هیچ وقت قطاری نداشته

سروی که سبزی اش متوسل به فصل نیست،
کاری به کار هیچ بهاری نداشته

انگار کن شهید من از جسم عاری است
در هیچ جای خاک مزاری نداشته

هر روز راس ۹ به همان پارک رفته است
با هیچکس اگرچه قراری نداشته

بختش نبوده است به مدح وزیر وقت
ابن یمین من که یساری نداشته

سیاره ام مسافر راهی ست مستقیم
شعرم به رغم نظم مداری نداشته


#منیژه_رضوان