ده دی
لعنتی
قرار بود عکس چند تا از شعرای مشهد رو بزنن روی بیلبوردها با یک بیت شعرشون
منم جزوشون بودم
گفتن کجا بزنیم که نزدیک خونه ت باشه؟
گفتم فلکه ده دی
تقی آباد و ...
خلاصه جنگ شد و کنسل شد و از یک دعوا با بچه های ضدانقلاب خلاص شدم که باز بگن رضوان یا اینوری باش یا اونوری . چرا باهاشون همکاری میکنی؟
ولی باز یک مورد ضبط شده توی صدا سیما هست که
من برای ایران شعر گفتم توی اون ضبط
ولی نمیدونم چه شبکه و چه برنامه و چه ساعتی
کلا میخواستم بگم برام اهمیتی نداره که شعرم کی و کجا پخش میشه لذا نپرسیدم از عوامل صحنه چند و چونش رو 😄
ولی فکر کنم برام اهمیت داره!!
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ ساعت 17:15 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"