پشت برگه
کشته مرده ی انگشت به زبون زدن پیرزنا هستم
برای ورق زدن کتابهای دعای کهنه کاهی توی حرم
و دقتشون روی صفحه کتاب دعا انگار که بهشت دقیقا پشت همون صفحه قرار گرفته و ورق که بزنن نمایان میشه
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۳/۱۹ ساعت 10:3 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"