شدن
زندگی توی عشق حل شدن است
توی آغوشتان بغل شدن است
نیش زنبور و آب قندی که
غایت سعی او عسل شدن است
دختری ترکه عین ِ نی_قلیان
صاحب سینه و کپل شدن است
دختری لج درآر و سربه هوا
به زنی مهربان بدل شدن است
آخرین آرزوی تک بیتم
به مرور زمان غزل شدن است
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۳/۱۴ ساعت 11:48 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"