دیروز رفته بودم سرای مهدیه مشهد که سرای فرش هست در خیابون خسروی نو

محیطی سرپوشیده و وسیع در ۳ یا ۴ طبقه که دور تا دورش مغازه های فرش فروشی و فرش بافی بغل به بغل هم نشسته بودن

وقتی که وارد مجموعه میشی حس امنیت، قدمت و اصالت وجودت رو فرا میگیره و چیزی در هوا هست که با هوای بیرون از اونجا تفاوت چگالی ایجاد میکنه

مردایی که سرشون به کار خودشونه و با ورود یک زن به مجموعه تغییری در رفتارشون ایجاد نمیشه

تخته های فرش دستباف گُله به گُله در محوطه وسیع وسط مجموعه روی هم قرار گرفتن

دارهای قالی ، کلافهای نخ، رنگها و نقشها و مغازه هایی عاری از زرق و برق

مغازه ها همونی که واقعا هستن رو تبلیغ میکنن نه نئونی نه چراغهای تبلیغاتی چشمک زن

شما با خود محصول طرف هستین نه با تبلیغاتش

از آسانسور خبری نیست و از پله های عریض و نرم که استفاده میکنی در پاگردها مغازه هایی رو میبینی که تابلوفرش تمثال حضرت علی رو مقابل در ورودی نصب کردن یا تابلوفرشهای آیه های قران رو به دیوار زدن

و تو اصلا از این تابلوها احساس تظاهر نمی کنی
یقه ها شیخی نیست
و ریشهای انبوه خودنمایی نمیکنن

وقتی که آدرس مغازه ای رو از کسی میپرسی فرد پاسخگو تا مسیر زیادی که برسی به مغازه راهنمایی و مشایعتت میکنه و فقط زبونی ادرس بهت نمیده


وارد مغازه که میشی برات چایی میریزن و شیرینی زبون میارن و از اون پشتها بسته های نقل میارن که قندونشون رو پر از نقل کنن

حتی اگر طرف ، آدم مهمی باشه بازم خودش برات چایی میریزه نه منشیش و نه پیش خدمتش

همه چی بوی ایرانی بودن و اصالت میده
اخلاق ، پوشش، دیوارها، حجره ها
و مردهایی که بوی جوونمردی و منش و اخلاق مردهای قدیم رو میدن

گفتم که
اونجا
چگالی هوا خیلی بالا هست