اعتقاد
آن آب که در خزینه ها می باشند
قطره قطره بر سر ما می پاشند
تو معتقدی که ابرها می گریند
من معتقدم که ابرها می شاشند!
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۶/۰۶ ساعت 21:19 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"