شهادت
پیش از تمام ما به قیامت رسیده بود
او از مسیر دل سر ساعت رسیده بود
زنبورهای تفرقه در باغ پیکرش
نیش زبانشان به جراحت رسیده بود
در خانه ؟ نه! به وسعت مسجد قیام بست
از انزوای خود به جماعت رسیده بود
جسمش اگرچه روی زمین تکه تکه شد
روحش در آسمان به سلامت رسیده بود
تنها نه اینکه او به بهشت خدا رسید
حتی بهشت هم به سعادت رسیده بود
ما روی اسب نیت خود لنگ مانده ایم
پای بریده او به زیارت رسیده بود
ما پشت میز، او سپر سیبهای سرخ
ما به مقام و او به شهادت رسیده بود
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۳/۰۵ ساعت 17:18 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"