قبلا که تازه کار بودم توی درمانگاه به مریض سفتریاکسون میزدم

بقیه از تهورم تعجب میکردن و من از تعجب اونا احساس جسارت بیشتر بهم دست میداد

تا اینکه یه روز دیدم یک خانوم ۳۵ ساله بعد از زدن سفتریاکسون در یک درمانگاه به بیمارستان ما منتقل شد و اکسپایر شد
تازه بیمه هم پرسنل رو در پرداخت دیه ساپورت نمیکرد چون اصلا تزریق سفتریاکسون در درمانگاه غیرقانونیه

اونجا بود که فرق جسارت و حماقت رو فهمیدم

وقتی که شنیدم یک نوجوون بعد از زدن پنی سیلین اکسپایر شد و پدر مادرش در دادگاه گفته بودن ما اصرار کردیم به پرستار که پنی سیلین رو تست نکنین اونا چرا گوش به حرف کردن؟!!! یاد گرفتم که التماسهای مردم رو اهمیت ندم جونشون بالا بیاد باید تست بشن

وقتی که چند ماشین رهگذر در جاده به سوییت دوستم در درمانگاه کنار جاده مراجعه کردن و ازش خواهش کردن دفترچه روستایی دخترشون رو که بارداره و دارن میبرنش مشهد مهر بزنه که هزینه هاش ازاد حساب نشه ولی بعد از مهر زدن مادر در جاده زایمان میکنه و بچه ش اکسپایر میشه و دوستم به سهل انگاری محکوم میشع که چرا خانوم باردار در شرف زایمان رو با امبولانس نفرستادی مشهد؟
و دوستم گفت بابا اصلا مریض رو من ندیدم محض رضای خدا دفترچه ش رو مهر زدم که زود بره مشهد
یاد گرفتم که مریض هرچقدر هم که مستضعف باشه برام مهم نباشه مهم کار قانونی هست یا زن باردار رو میاره ببینم یا دفترچه ش رو مهر ارجاع نمیزنم بذار هزینه هاش ازاد حساب بشه.به من چه؟!

وقتی که دوست پزشکم برای مادری که بخاطر عدم غیبت خوردن بچه ش اصرار میکنه استعلاجی بنویسه و بعد بچه رو
از مدرسه برمیداره دور از چشم باباش میبره
وقتی که مردی برای غیبت پریروزش استعلاجی میخواد و پزشک استعلاجی مینویسه و کاشف به عمل میاد اون روز دادگاه داشته یا قتلی انجام شده و پای پزشک استعلاجی بنویس هم به عنوان‌تبانی در قتل میون میاد
فهمیدم که هرچقدر مردم ضجه بزنن نباید براشون استعلاجی غیرواقع یا برای تاریخ قبل نوشت

وقتی که همکار طرحیم در بیمارستان روستایی بدون متخصص برای چند مریض تنفسی چست تیوپ میذاره و جونشون رو نجات میده ولی اخری اکسپایر میشه و اکسپایر شدنش هم به چست تیوپ ربط نداشته اما بخاطر انجام کاری که در حد تخصصش نبوده محکوم میشه یاد گرفتم که اگر کاری رو بلد هستم برای نجات جان مریض انجامش ندم مگر اینکه قانون اجازه بده

یعنی غیرقانونی جون مریض رو نجات نمیدم
بلکه کاملا قانونی شاهد از دست دادن جونش میشم

تجربه هام دارن زیاد میشن
و اکثرشون هول این مطلب میچرخن که رعایت قانون مهم تر از نجات جون مریضه