خدا هفتیر می کشد
من زیر بار غم کمرم تیر می کشد
فکری که زد ترا به سرم تیر می کشد
وقتی خودم به شاخه خود ضربه میزنم
یک شاخه_درد در تبرم تیر می کشد
در انتظار گمشده ای که مسافر است
چشم تو راه و من جگرم تیر می کشد
گفتی به من پدرسگ بدذات، بی پدر
در گور سرد خود پدرم تیر می کشد
در زورخانه ها خبر پهلوانی ام....
در روزنامه ها خبرم تیر می کشد
افتاده است دست ابالفضل روی خاک
دستش به سمت اهل حرم تیر می کشد
بی فایده ست، تیر هوایی نزن پلیس
وقتی خدا به سمت تو هفتیر می کشد
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۶/۰۳ ساعت 9:28 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"