سدا و صیما
هر بار با روزنامه ای مجله ای مصاحبه ای داشتم کلی دروغ گفتم تازه اونا دروغای منو تغییر دادن و دروغ ترش کردن تا قابل چاپ تر شده
مثلا میخواستم بگم طبابت و شعر در تقابل باهم هستن و جلوی پیشرفت هم رو میگیرن
اما جای این.واقعیت مجبور شدم بگم این دو تضادی باهم ندارن
آخرش چیزی که از زبون من چاپ شده این بوده که طبابت و دنیای شعر مکمل هم هستن
صدا و سیما که دیگه آخر دروغ گویی هست
روزی رو میبینم که امام زمان بیان برن صدا و سیما
لباساشونو از مثلا مچ پا به پایین به جهت جوراب نداشتن سانسور کنن
و
تازه مثلا جای اینکه امام میخوان بگن من یک هفته هست ظهور کردم
امام دوازدهمم
به همه عفو عمومی دادم
دوچرخه سواری زنان با دوچرخه های شهرداری آزاده
و
دوازده شهریور با رییس جمهور آمریکا دیدار و گفتگو دارم بگن
من همین امروز ظهور کردم
من امام دوزادهم مسوولین نظامم
امام دوازدهم مردم مسوولینن
هرکی مخالف باشه اعدام میشه به لطف و قوه الهی
ما هیچ ارتباطی با آمریکا نخواهیم داشت
زن دوچرخه سوار فاسد فی الاخیابون هست
ولی در نهایت به همین هم اکتفا نمیکنن
چیزی که از صدا و سیما پخش میشه میکس صدای امام زمان روی چهره علم الهدی میشه
در همین حد فاجعه است اوضاع سدا و صیما
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"