امروز با دوستم رفتیم قدم بزنیم 
مسیرمون به پارک افتاد
دیدم پارک رو بستن و داخلش نیروهایی بودن که مراقب باشن مردم وارد پارک نشن

پارک خالی بود
و
گذرگاه دور پارک همون تعداد افرادی رو که میتونستن داخل پارک پراکنده باشن در خودش جا داده بود
یعنی تراکم جمعیت وحشتناک شده بود که اگر پارک باز بود تراکم مورد نظر در سطح پارک پخش میشد

یک خانم چادری از اینا که لباس سبز دارن و داخل پارک بود رو صدا زدم 
سلام کردم و معترض شدم که با بستن پارک میزان ابتلای مردم به این صورت بیشتر میشه

گفت خب بیرون نیان مردم

گفتم توی خونه که دق میکنن
باید جایی برای قدم زدن داشته باشن

تا اینجا مکالمه ما هیچ مشکلی توش نبود
حتی ممکن بود حق با اون خانم می بود

اما بعدش گفتم :خدا رو خوش نمیاد که مردم رو اینطور اذیت کنین
گفت اینا اراذل و اوباشن که میان بیرون!!!

گفتم یعنی منم اراذل و اوباشم؟
گفت شما نه اینا اراذل و اوباشن

گفتم نه خانم اینا هم شهروند این شهرن و خواهر برادرامونن
و
دیگه باهاش حرف زدن رو ادامه ندادم 
عادت بدی شده و اتفاقا از مسوولین این مملکت شروع شده که هرکی مخالف ما فکر و عمل کرد اسمش میشه اراذل و اوباش