من چادر اعمال دنیا را سرت کردم
بار گناه دیگران را کمترت کردم !

تو ناقصانه ساکن کاباره ها بودی
من کاملت کردم عزیزم زایرت کردم

تو دختر پس کوچه های دوستی بودی
من دختری دادم به دستت ، مادرت کردم

در جاده ها،در کوچه ها، درشهرها, در مه
تو راهرو بودی ولی من رهبرت کردم

خوشحال از این قدرتی که دست من دادی
رفت از دو دستم قافیه  پس اذیتت کردم

سر در سر افکار مردان و زنان بردم
سرور شدم اعدام کردم بی سرت کردم

ایرانی آرام  من!بودی ولیکن من
هی خشمگینت کردم ، آخر بربرت کردم

دین آمد و حاکم شد و... بالفور ظالم شد
ظالم شدم ، ظالم شدی، ظالم ترت کردم

من آمدم تا باورت را ارتقا بخشم
من بودم آن باور که خود ناباورت کردم