شیرموز
چند روز پیشم با لیلا یادی کردیم از یکی از پسرای جلسه که اگر بهش میگفتیم :الو! بووووق ما الان شیرموز میخواییم ولی پول نداریم برامون پول به حساب واریز میکرد بلاعوض و بدون هیچ چشمداشتی
فقط برای اینکه دوتا دختر رو خوشحال کنه
الحق و والانصاف ماهم خیلی خوشحال میشدیم
اندازه معجون خوشحال میشدیم
البته از حق نگذریم گاهی لیلا برای خودش چیز بهتر میخرید و برای من یه چیز الکی میخرید
مثلا برای خودش معجون میخرید برای من شیرموز
ولی من به اندازه معجون خوشحال میشدم
خل بودم دیگه
ولی خب بازم دوستای خوبی بودیم
اصلا اکیپ خوبی بودیم
از شدت علاقه به هم مانع پیشرفت هم میشدیم
منم بین همه پاکبازتر بودم
یعنی یک نخود این مدت پیشرفت نکردم فقط رفیق بازی کردیم تا دینش
ولی جمع مون از هم پاشید یهو
یکی رفت داماد شد
یکی مرد
یکی مهرش از دلم رفت
الان فقط منو لیلا موندیم
میدونم که توی جاده مشهد_کلات یک اتفاقی برای منم میفته و فقط لیلا میمونه
قبل از اینکه اتفاقی بیفته میشه یک کدومتون بهش ۵۰تومن بدم و اون ۴۵تومن به حسابم بریزه که بریم شیرموز بخوریم؟
بقیه ش مال خودش
شیر طالبی هم اشکال نداره
منظورم آب طالبیه
اینطوری مزه ش بیشتره
اینکه یکی پول بریزه به حسابت بگه برو شیرموز بخور خیلی حس عالییه
5894 6311 2405 9528
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"