خوبی زندگی در جمهوری اسلامی همینه
صبح زود میخوای از مریض شکایت کنی چون بی جهت اومده بود توی بیمارستان داد بیداد کرده بود 

ساعت ۹ صبح میگی حالا به فلانی هم فکر کنم درسته انقلابیه اما شاید خوب باشه و زندگی باهاش زیادم انقلابی طور نباشع


ساعت۱۲ میگن ایران به زودی با این مدیریت خشک میشه .لذا تصمیم میگیری که به کدوم کشور بری 

همینجور که فکر میکنی کدوم کشور بری میبینی ساعتای۱ظهر  در مشهد و تهران تظاهرات ضد رژیم برگزار میشه
با خودت میگی صبر کنم شاید ایران خشک نشد


ساعت ۲طرح صیانت از فضای مجازی رو میبینی و میگی ولش بابا میرم اروپا چه خشک چه مرطوب

ساعت ۴ بچه های پزشکی میگن باید تظاهرات صنفی راه بندازیم با خودت میگی اول باید تعهدم به پزشکا رو بپردازم و پیش از مهاجرت باهاشون در اعتصابات شرکت کنم 


ساعت ۶ میگن چند نفری که 
برکت زده بودن توی .... بدحالن یادت میاد که میخواستی از مریضت شکایت کنی

ساعت ۸ میگن هرکی با رژیم هماهنگ نیست از کشور بره .با خودت میگی یره! همیشه اون گروهی که اقلیت هستن باس برن از کشور اینا چرا کاراشون برعکسه؟!میمونم و ایناها رو مجبور میکنم برن


ساعت ۹ میبینی آخونده میگه توقع نداشته باشین جمهوری اسلامی زندگیتون رو خوب کنه مگر زمان پیامبر و حضرت علی اونا جامعه خوبی تونستن درست کنن؟وضع همینه که هست.با خودت میگی از ایران برم به صرفه تره


ساعت ۱۰ هم میری توی صف فلافل عید ولایت وامیستی