دیکتاطور
فحش بد دادم به دروازه، به در برمیخورد
پرکشیدم با هواپیما به پر برمیخورد
تا به خر گفتم تو گاوی، گاو خیلی شد پکر
گاو را گفتم الاغی تو، به خر برمیخورد
خواستم یک کم به قاتلهایمان توهین کنم
وای من! اصلا به قاتلها مگر بر میخورد؟!
گفت: دیکتاطور، جناب هیتلر رنجیده شد
خب چرا اصلا به هیتلر اینقد َر برمیخورد!؟
حاکمان ِ اینقد َر وا پاچه را، تمجید و مدح
هرقد َر کمتر بگویی، بیشتر برمیخورد
زشت ِ بدهیبت بگو، بدذات ِ بدمنظر بگو
تو بگو ! آخر به تیپ یک نفر برمیخورد
احساس میکنم نزدیک به این ردیف قافیه شعری شنیدم
در هرصورت در ذهنم نیست از اقای خداپرست بود یا کسی دیگه
یاعلی
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ساعت 13:29 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"