نویسندگان بزرگ
اون روزی که چارسال و نیمم بود و رادیو روشن بود و داشت میگفت :نویسندگان بزرگ هرگز زندگی راحتی نداشتن و من بلافاصله در کمال خلوص نیت از خدا خواستم که به من زندگی راحتی نده و خدا هم نه گذاشت نه برداشت ، دعام رو سریع الاجابه اجابت کرد چرا همونجا در ادامه از خدا نخواستم که در کنارش استعداد نویسندگی و پشتکارشم بهم بده؟!
از نویسندگی بزرگ فقط زندگی سختش قسمت ما شد!
امان از تو ای چارسال و نیمگی احمق
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۴/۲۹ ساعت 9:21 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"