اون روزی که چارسال و نیمم بود و رادیو روشن بود و داشت میگفت :نویسندگان بزرگ هرگز زندگی راحتی نداشتن و من بلافاصله در کمال خلوص نیت از خدا خواستم که به من زندگی راحتی نده و خدا هم نه گذاشت نه برداشت ، دعام رو سریع الاجابه اجابت کرد چرا همونجا در ادامه  از خدا نخواستم که در کنارش استعداد نویسندگی  و پشتکارشم بهم بده؟!

از نویسندگی بزرگ فقط زندگی سختش قسمت ما شد!

امان از تو ای چارسال و نیمگی احمق