دنیا مسیر رد شدن هرکس از من است
من را بکش که روح ندارد، فقط تن است
مردان که ترس ِ مُهر به سجل گرفته اید
پا کرده اید توی لباسی که دامن است
روزی به پای حیله خود لیز می خورید
آشی که پخته اید لبالاب ِ روغن است
گیرم یکی به جامه تقوی ملبس است
خر هم به رنگ و عرعر و پالان مزین است
اصلا چه لازم است بگویید نه به ظلم
چیزی نگفتن ِ همه آری نگفتن است
دیوانگان فریب ستم را نخورده اند
تکلیف عاقلان که به هرحال روشن است
صندوق ِ بی رقیب نیاور به رختخواب
دادن به غیر بهتر از این رای دادن است
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۳/۰۷ ساعت 23:39 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"