هرچیز زیاد است فراوان هم هست
هرچیز مهم تر است پنهان هم هست
من نیز گران کرده ام اجناسم را
هرچیز که بنجل است ارزان هم هست
چندیست که فقر ناتوان تر نشده
حال دل خلق، بی زبان تر نشده
صدشکر که مرغ و شیر مرغ و انصاف
کمیاب شده ولی گرانتر نشده
یک همسر خوب را جوانتر بخرید
خودکار و مداد را روانتر بخرید
ما مشهدمان که یک ده ارزان نیست
لطفا همه چیز را گرانتر بخرید
در عمر همیشه محنتی هست جدید
پس دست بباید از غم و غصه کشید
"هرگز غم دو چیز مرا یاد نگشت"
آبی که نیامدست و برقی که پرید
مو داری اگر، عزیز! بی فرق نباش
استخر بخر ولی در آن غرق نباش
هرچند ادیسونی ولی در این شهر
شمعی بخر از مغازه،بی برق نباش
چشم تو اگرچه یک کمی آبی بود
نوری که از آن وزید مهتابی بود
بی برق نگاه تو دگر کار نکرد
هرچند که کولر دلم آبی بود
من کنتور سینه ام پریده یا تو؟
یک سیم فقط فاصله دارم تا تو
ای کاش که برق باز امشب برود
من باشم و عشق در آسانسور با تو
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"