یکبارم با بچه ها رفتیم توی یک حوزه علمیه زنانه شعرخونی کنیم

شب شهادت حضرت رقیه بود
یک برگه  دعا پخش کردن که مربوط به حضرت رقیه بود

ولی من به امام رضا توسل داشتم

دوستم گفت عاقل باش
و
به حضرت رقیه متوسل شو
منم جواب دادم که نوچ
یا امام رضا یا هیچکس دیگه

زیارت نامه ها که پخش شد 
همه شروع کردن با کسی که پشت میکروفون بود زیارت حضرت رقیه رو خوندن
من حواسم به امام رضا بود
یهو به برگه ای که به دستم داده بودن دقت کردم

خداااااااای من!!!!!!!
برعکس همه برگه من  زیارت نامه امام رضا بود

دیگه احساساتی شدم
گریه ام گرفت 
ولی به کسی چیزی نگفتم
اما مگه میتونستم به کسی چیزی نگم؟

لذا به دوست دست راستیم گفتم 
مریم!یک چیز بگم؟ گفت بگو! همینطور که اشکامو.پاک میکردم و از اعماق قلبم داشتم بخاطر عنایت امام رضا شکر میگفتم بهش گفتم
ببین
هق هق
مریم؟
گفت بگو
گفتم
باز نتونستم بگم
اشک امانم نمیداد
دماغمو بالا کشیدم
گفتم
زیارت نامه من
گفت خب؟
گفتم زیارت نامه امام رضاست
مال همه زیارت نامه حضرت رقیه هست مال من زیارت نامه امام رضاست
مریم
همونطور که زیارت نامه حضرت رقیه رو میخوند برگه ام رو چرخوند

برگه همه یک ورش زیارت نامه امام رضا بود و اونورش زیارت نامه حضرت رقیه