منتظر بمونین
سلام
فردا اخرین روز طبابتم در لاین هست
و
به زودی اسباب کشی میکنم به روستای قلعه نو
که هم درمانگاهش کوچکتره هم روستاش
به مشهد نزدیک تر هست
ولی خب مثل لاین دیگه باغ و راغ نداره درمانگاهمون
تعداد مریضها خیلی کمتره
دهگردشیامون خیلی با صفا هست
یعنی جاهایی میریم در حد ارتوکند
امیدوارم بتونم ۵_۶سالی اینجا بمونم و در خلوت کتاب بخونم
و
در خلوت به معنویات فکر کنم
و
بالاخره از راز آفرینش سردر بیارم
شمارو نمیدونم
اما من تا از راز آفرینش سردر نیارم آروم نمیشم
و
احساس میکنم سرم کلاه گذاشته شده
پس تا۵سال دیگه منتظر بمونین که بهتون بگم چطور و چگونه شد که اینطور شد
یاعلی
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۱/۰۳ ساعت 14:2 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"