وقتی که در زیبونیا انقلاب شد
خیلیها اعدام شدن
به دلایل واهی
و
اتهام هایی تفهیم نشده

ولی غم انگیزتر از همه این بود که اگر کسی چشم آبی بود احتمال کشته شدنش بیشتر بود

یک فرد چشم آبی احتمال اینکه عامل بیگانه و نفوذی باشه بیشتر بود

همینطور کسی که لباساش اتوکشیده بود
ایضا کسی که خوشتیپ بود

وقتی که چشم سیاههای سبزه و شلخته اداره حکومت رو به دست گرفتن 
شلختگی نشونه معنویت
سیاه چشمی نشونه وطن پرستی
و
پوست تیره نشونه دردمند بودن بود


این معیارها واقعامورد تایید حکومت نبود
ولی واقعا تاثیرگذار بودن در سرنوشت افراد

من این شانس رو داشتم که با وجود عامل نفوذی بودن  اصلا توی چشم نبودم 
چون چشم سیاه
و
چرکین پوست بودم
بخصوص که زشت هم بودم

زشتی امتیاز خوبی برای استتار بود

چشم آبی ها حق ما زشتها رو خورده بودن
چه در نظام خلقت
و
چه در رژیم فاسدقبلی