یکی از ویژگیهای وجود درمانگاه یا همون مرکز سلامت توی روستا اینه که مردم دکتر رفتن براشون تشخص هست 
یعنی میان میگن اب ببنیمون میاد میان میگن رد میشدیم گفتیم حالا که اومدیم دارو بگیریم

حالا اگر اداره ای دادگاهی کاباره ای پارکی چیزی بود اونجا هم هدف حرکتشون بود
ولی وقتی جای دیگه نیست همینه

الان یک خانمی اومده میگه دستم بی حس شده 

بعد معلوم شد که با شوهرش دعوا کرده 
بهش دوتا امپول زدم قشنگ برای جابه جا شدن از دست بی حسش استفاده کرد و کلی درباره اینکه گاوها رو برادر خواهرش ندوشن و شوهرش بدوشه  با خونواده ش بحث کرد

درمانگاه اومدن امتیازی هست که میخواد از شوهرش بگیره و بگه حالم بوده بعد هم  با گریه ای که تبدیل به عصبانیت شده پاشد رفت

باید شورای حل اختلاف هم درست کنن اینجا

درمانگاه ما کلا داره یک تنه جور نداشتن پارک دادگاه کاباره شورای حل اختلاف کودکستان امام زاده سینما و باقی قضایا و کمبودهای روستا رو می کشه