معلمی

این عکس رو از توی اینترنت پیدا کردم
فک کنم جلسه افتاب گردونهای مشهد باشه
دلم خیلی برای ممرضا معلمی تنگ شده
آقای باقری سمت چپ ایستاده عجیب آدم درستکاری بود
وکیل بود
وقتی تلگرام فیلتر شد به خودش اجازه نمیداد از فیلترشکن استفاده کنه
کاملا به قانون عمل میکرد
الانم گاهی توی تلویزیون میبینمش که وکالتهای سنگین رو برداشته
عصمت پرست رو
علی رو
دختر کوچولوی خانم بیات مختاری اسمش یادم رفته خیلی دوسش داشتم
اولها من دوسش داشتم
یکی از بچه ها میگفت اینقدی که تو میگی شیرین نیست
یه بارم گفت اصلا شیرین نیست
اما
اینقد گفتم و گفتم که یه روز بهم گفت برای منم شیرین شد
من کلا تخصصم در یافتن شیرینیهای نامحسوسه
این عکس اصلا ربطی به چیزی که میخوام بگم نداره
الان رفتم بالای سر جسد معلمی که سه روز توی خونه مونده بود
االبته من مسوول پزشکی قانونی شهرستان نیستم
صرفا به جهت پزشک لاین بودن بالای سرش رفتم
دوستان فکر میکردن حالم بد میشه
اما اتفاقا حال غسال که اومده بودن جسد رو ببرن بد شد
به هرحال چون عواقبی ممکنه داشته باشه از ذکر جزییات و قسمتهایی که حال دوستان رو ممکنه مکدر بکنه خودداری میکنم
ولی یکی از بدترین فوتهایی بود که توی زندگیم دیدم حتی در تشریح جسد هم این حجم از حال بد قابل انتقال نبود
چون جسد موقع تشریح خشکه
این خیلی مرطوب بود
در حال نیمه ایستاده نشسته مونده بود
حین پایین اومدن از پله های خونه متوفی رسیدم به جایی که باید یک جهش کوچیک
مردم واستاده بودن نگامون میکردن جوگیر شدم شلپی پریدم پایین
بجای پای سالم با پای شکسته فرود اومدم
درد پام مجدد شروع شده
امیدوارم این ضربه باعث جابه جایی استخونهای شکسته نشده باشه
یره! چقدر سلامت خوب بود
هر تپه و هر پرشی رو به راحتی انجام میدادم
اینقدر تند راه میرفتم که اگر عکس میگرفتن توی تصاویر دو تا رضوان همیشه میفتاد
بلکم سه تا
جالب اینه که یکی از ارتوپدها هم عکس پامو دیده میگه نشکسته
یکی میگه شکسته ، خوبم شکسته
یکی میگه شکستگی قدیمی هست
ولی به قول اساتیدمون بالین مریض از هر ازمایش و عکسی قابل اعتمادتره
علایم من به شکستگی میخوره
یک رادیولوژیست کلات داره که بهش عمیقا اعتماد دارم
پزشک نیست
اما فوق العاده هست
به حدی که هرچی بگه همونه
هفته دیگه کشیک بیمارستان کلاته و نظر قطعی میده
حداقل برای اموزش خودم خیلی مفیده
یعنی روح خودش الان داره خودشو میبینه؟
چند شب بود که خواب بد میدیدم
بالاخره تعبیر شد
الان بین قتل و خودکشی مرددیم
یادمه بچه ها از خواب دیدنهای من خیلی میترسیدن
چون تعبیر میشد حتما
اما به اشتباه
یعنی خواب میدیدم همسایه سمت چپی مون مرده میزد فرداش سمت راستی میمرد
نه تنها توی بیداری حواسم جمع نیست که توی خواب هم دقت نمیکنم
خب یا خواب نبین یا درست خواب ببین
بالاخره چپ یا راست؟
ای بابا
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"