نام نبرده

نامبرده یک عمر اطلاعات علمیی رو که از اینور اونور می شنید کف دستش می نوشت
و همون یک عمر با یک سرویس بهداشتی رفتن تمام زحماتش ناپدید می شدن
#ایواخانوم
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ساعت 23:16 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"