آغاز خلقت است که جز سنگ و دود نیست
دنیا به آن خشونت و سختی که بود نیست


تیر عمیق غصه به رغم مهارتش
مایل به قلب ماست ولیکن  عمود نیست


این دست مهربان محبت به سمت تو
دست خدافظی ست عزیزم، درود نیست


دنیا به معنی اخصش بی نهایت است 
بی پیکر و در است ولی بی حدود نیست


این جای متهم که تو در آن نشسته ای
بدتر ز جای قاضی و جای شهود نیست


بر روی گردن تو اگر جای گاز هست
نیش محبت است که خیلی کبود نیست


این واجب الوجود که بخشیده خلق را
از حق خود گذشته گلم! بی وجود نیست


دنیا برای دادن سهم الخوشی به ما
یک کم خسیس هست ولیکن حسود نیست


نوبت به ما رسید پس از صدهزار سال
از آسمان بپرس که یک خرده زود نیست؟


در رود زندگی تویی اکنون و می رسد
روزی که نیستی تو و زاینده رود نیست