خب منم بدیهای خاص خودمو دارم
دروغ میگم
کم کاری می کنم
کارهایی که از هر فرد غیر معصومی ممکنه صادر بشه رو میتونم انجام بدم

اما در کل صداقت و راستی رو حتی المقدور دوست دارم

از اینکه میبینم یک کشور با سابقه و قدمتی که جزو تمدنهای باستانی به حساب میاد اینقدر دچار تزویر و دروغ هست زجر میکشم
و
دلم میخواد هرچه زودتر از پزشک خانواده بودن انصراف بدم
حداقل برم یک مطب بزنم با چارتا آدم درست درمون
صادق

و
شاد و اهل تفریح

اینکه آدم رفت خونه ای بخره اگر دید خوبه بازم بزنه توی سر مال و علی رغم پسند کردن بگه نمیخوامش
اینکه مدام حق همکارشو بخوره
اینکه مدام کم فروشی
بدفروشی بکنه
سرهم بندی بکنه
دولت سرش کلاه بذاره
و متقابلا اون سر دولت کلاه بذاره 
و
اینها به تواتر انجام بشه اصلا شایسته یک کشور با تمدن باستانی
یا یک کشور با مذهب و حکومت اسلامی نیست

هم باستانیش توی حلقم
هم مذهبش

هرچند اونا که دقیقا عرق ملی دارن
و
اونا که عمیقا مذهبی هستن اینطور نیستن

اما یک تمدن یا مذهب باید ضمانت اجرایی داشته باشه
باید بتونه در سطح وسیع موثر باشه وگرنه الگو ساختن و محدود کار کردن که نشد برنامه و موفقیت 

خلاصه مردم به قهقرا رفتن
به قهقرا رفتیم
و
این برای هم ملیت و هم مذهب شکست بزرگی هست

دلیل آوردن که این شد که نشد
فلان حکومت نذاشت یا مذهب نذاشت قابل قبول نیست

اگر قرار بود در شرایط گل و بلبل موفق بشیم که چغندر هم میتونست درخت بده

والا