من با این تخیلم اگر پامم داخل گچ باشه بازم از عضله ای که نباید استفاده کنم استفاده می کنم
نهایت چون همکاری گروهی بین عضلات نیست عضو مربوطه ممکنه حرکت نکنه
اما عضله مربوطه منقبض میشه

مثلا اگر به یک خر فکر کنم و خرسواری عضله سرینی میانیم منقبض میشه

اگر به ازدواج فکر کنم عضله نزدیک کننده طویلم فعال میشه

اگر به امام رضا فکر کنم عضله سینه ای بزرگم منقبض میشه

اگر به امتحانات فکر کنم عضله ای ذوزنقه ایم 
و
الی آخر

البته این اواخر که به آقای  قالیباف فکر می کنم کلیه عضلاتم منقبض میشن

خلاصه 
گچ گرفتن برای من مانع فعالیت عضلانیم نمیشه

اگر سوار ماشین باشم و بخصوص صندلی جلو باشم که قشنگ در پیچها و کل مسیر با عضلات پام ماشین رو هدایت می کنم و وقتی که به شهر مقصد  میرسم کوفتگی عضلانی شدیدی دارم

اگر سوار هواپیما باشم که به شدت بدنم منقبض هست و سعی میکنه برای جلوگیری از سقوط هواپیما بخاطر اضافه وزن، وزن خودشو کم کنه

لذا همه عضلاتم نیرویی مشابه نیروی ارشمیدس بنام رضوانیف از پایین به بالا وارد می کنن و حداقل بیست سی کیلویی از وزنم کم میکنن

موقع فرود هم که نهایت انرژی عضلانی ازم گرفته میشه چون باید طوری نیرو به کف هواپیما وارد کنم که دماغه اش به طور مداوم به سمت بالا باشه تا به زمین اصابت نکنه
در عین حال سرعت هواپیما هم تدریجی  کم بشه
سخته والا

الان داشتم به زندان های سیاسی جهان فکر می کردم که دیدم عضله دراز خم کننده انگشت کوچیک پام که شکسته منقبض شده
و درد شکستگی متاتارسام منو از فکر زندانی سیاسی  درآورد
چند بار دیگه ای هم که به این موضوع فکر کردم همین انگشت پام درد گرفت

بخصوص اگر زندانی سیاسی زن باشه به حداکثر انقباض میرسه عضله کذایی

ارتباط فکر با نوع عضله ای که منقبض میشه در اغلب موارد برام نامکشوفه

فقط وقتی که به هیچی فکر  نمیکنم (نه اینکه به خود هیچی فکر کنم)عضلاتم در استراحت کامل به سر میبرن
یعنی اشراق کامل

البته عضلات ارادیم منظورمه
مثلا عضلات تنفسی که مدام کار میکنن

خلاصه برای ثابت کردن من باید مغزمو گچ بگیرن نه عضو مربوطه رو 


#ایواخانوم