در رواق اپک میرزا
در اون حد که دستتو بذاری روی یک کاشی قدیمی حرم
و
دست سازنده ش رو موقعی که نون میخره صبح ببره برای زن و بچه ش ببینی
صدای قدقامت الصلاتش رو بشنوی
اوت موقع که دستشو حایل کرده روی چشماش و خیلی مردونه برای حضرت فاطمه گریه میکنه رو ببینی
وقتی که کاشی رو میسازه و با اوس تقی درباره ساعت کارش صحبت میکنه حضور داشته باشی
اون موقع که میره خواسگاری بی بی زهرا رو درک کنی
موقعی که صبح زود کلون در رو میزنه و کلید میندازه توی قفل در چوبی خونه پدریش و برای ننه جونش حلیم میبره در رو براش ببندی
ننه رضا خوله رو که چارتا شمع برای روشنی حرم میاره تحویل سد مرتضی کلیددار حرم میده همراهی کنی
موقعی که زایر حرم ۹۶سال پیش زیر این کاشی داره برای شفای بچه ش گریه میکنه باهاش گریه کنی
موقعی که شاه با فرح میاد حرم رو ببینی
اون موقع که سازنده ش رو میذارن توی قبر و دست راستش هی به دیوار قبر گیر میکنه و انگار میخواد چیزی بنویسه روش رو متوجه بشی
و
یهو دستتو از روی کاشی برداری و برگردی به زمان و مکان خودت
۳بهمن ۱۳۹۹
حرم رضوی
رواق اپک میرزا
#ایواخانوم
🌺
🍃🌺
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"