آش من

داشتم الان یک فیلم میدیدم
فوق العاده ساده
فوق العاده طبیعی
هنرپیشه ها اصلا زیبا یا خوشتیپ نبودن
حتی زن به اندازه قابل توجهی زشت بود
یک زن و مردی که تازه پا به بازنشستگی گذاشته بودن
و
یک دزد میاد خونشون
و
پول سرقت میکنه
البته کمی هم تهدید و کتک کاری میکنه
و
یک مجله بچگونه رو هم از روی میز برمیداره
چند روز بعد پیرمرد
مجله رو دست دوتا پسربچه توی اتوبوس میبینه
و
دزد که با اسلحه پلاستیکی اولین دزدی زندگیشو کرده بود گیر میفته
تمام پولها رو هم خرج کرایه خونه و قرضهاش کرده بود و دوتا داداش کوچولوش
پیرمرد و پیرزن هم چندان پولدار نبودن
اما اونقدر پولدارن که مسافرتهای تفریحی برن و با عزت زندگی کنن
کم کم زندگی اون دوتا پسربچه که برادر کوچولوهای اقا دزده هستن برای پیرمرد پیرزن مهم میشه
دزد رو میبخشن
اما از لحاظ قانونی دزد باید زندانی بکشه
لذا هردو که یواشکی و بی خبر از اون یکی به بچه ها سر میزدن پیش هم اعتراف کردن که به بچه ها سرمیزدن و اونها رو میارن خونه شون
اگرچه برادر بزرگشون که اقا دزده باشه رفتار بدی با اون پیرمرد پیرزن داشت موقع بخشش اونها از پولدار بودنشون ناراضی بود و از فقر خودش
دارم فکر میکنم سختی های مالی آدم رو به کارهایی که نمی خواد انجام بده وادار میکنه
این دو ماهی که حقوق گرفتم بیشتر از هر وقتی به اصول اخلاقی فکر کردم در صورتیکه تا پول نداشتم حوصله این قرطی بازیها رو نداشتم
حتی برای رضاشاه شعر مخرب می گفتم و پولشو میگرفتم
البته رضاخان هم نقد داشت و تا حدی حقش بود که کمی بهش تاخته بشه
اما بیشتر از حدش نباید میتاختم بهش
اونم بخاطر پول!!!
چه بی شرف بودم
دارم فکر میکنم که امروز اولین خیراتم رو برای حضرت زهرا انجام دادم و توی پختن یک اش سهیم شدم
اولش البته راضی نبودم و توی رودربایستی سهیم شدم
بعد گفتم ولش کن سهیم میشم شاید حضرت فاطمه مامانمو شفا داد
بعد گفتم ولش کن
شفا هم نداد نداد
نذری دادن و خوشحال کردن کارگرهای سرگذر وظیفه اخلاقی و شرافتمندانه ای هست
مثل اون موقع ها که برامون آش نذری میاوردن و من خوشحال میشدم
اما بعدش که مامانم میرفت شکلات میخرید و ظرفشون رو پر از شکلات میکرد و پس میداد ناراحت میشدم
دارم فکر میکنم چه کسانی رو میتونم ببخشم
دارم فکر میکنم برم سرخاک بابام برای اولین بار اگرچه نمیدونم خاکش کجا هست و براش خرما ببرم
دارم فکر میکنم اگر از کسی به لحاظ مزاحمت شکایت کردم ببخشمش
دارم فکر میکنم
دزدی که نیاز مالی داره رو میشه بخشید اما کسی که مزاحم ناموس مردم میشه رو نه
دارم فکر میکنم که چه فرق داره؟یکی نیاز مالی داره یکی نیاز جنسی
دارم فکر میکنم
بی پول ها پول رو دوس دارن
زنها بچه های کوچیک رو
مردها زنها رو
و
همه در دیدن اونچه نیاز دارن از خود بیخود میشن
مگر من خودم بچه ها رو میبینم بوسشون نمیکنم و بغل نمیگیرمشون
خب مردها هم زنها رو دوس دارن
الان هم آخر روز هست
و
حضرت فاطمه مامانمو شفا نداده
نگهبان مون همون موقع که بهم گفتن آش پخته شده برام آش آورد
با خودم گفتم این یک نشونه از سمت خداست
به عنوان یک آدمی که سه ماهه غذای دست پخت بدمزه خودشو خورده به عنوان یک آدمی که اولین نذر زندگیشو توش شرکت کرده و به عنوان یک آدم که قدر نشونه های خدا رو میدونه یکجا آش رو خوردم و همزمان گریه کردم
برای همه دزدها
همه کارگرهای سرگذر
برای کارگرهای جنسی
برای زنها که بچه ها رو دوست دارن
برای مردها که زنها دوس دارن
برای حضرت فاطمه که مظلوم بود
برای مامانم که حضرت فاطمه شفاش نداد
برای خدا که بنده هاش ماییم
برای ما که خدامون صبوره و جواب نمیده بهمون
برای رضاشاه
برای امام خمینی
برای داعشیها که انتحار میکنن به نام الله
برای هرکسی وارد این بازی شده
برای خودم
بخصوص برای خودم
دلم میخواد یک کاری بکنم
اما نمیتونم
نمیدونم
پیداش نمیکنم
#ایواخانوم
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"