منیت شکسته
نگهبان درمونگاهمون رفته بود مرخصی
ناچار پرستارمون درمانگاه رو جارو زد
به ما گفت برای شکستن منیتم جارو کشیدم شماهم بشکنین منیتتون رو و جارو کنین
هرچی فکر کردم دیدم من منیتی ندارم که بخوام بشکنمش
لذا جارو نکردم
#ایواخانوم
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۱۰/۲۶ ساعت 23:24 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"