چند ساعت پیش رفتم از درمانگاه بیرون که برم عابربانک 
یهو نیمه راه دیدم 
امبولانس لاین با سرعت نور از کنارم رد شد رفت درمانگاه

مردد شدم که نکنه امروز عصر من کشیک باشم
کمی شل کردم
کسی باهام تماس نگرفت
مطمین شدم اقای دکتر کشیکن نه من
بعد از یک ربع برگشتم درمانگاه دیدم همینجور روی زمین خون ریخته و جمعیت کثیری توی درمانگاه به شدت گریه میکنن

گویا تراکتور روی زمین لغزنده چپه شده و سر راننده رو له کرده

و البته شکستگیهای متعدد هم داشت

خیلی سعی کردم برم داخل اتاق و متوفی رو ببینم تا برام عادی بشه دیدن مصدومی که مغزش بیرون ریخته

اما گریه های پسرش که دم در بود مانع شد
و
بالاخره بردن متوفی رو

مرگ بدی بود

کسانی هم که تراکتور رو میخواستن عصر برگردونن باز مصدوم شدن

نوزادی که مغزش بیرون سرش رشد کرده باشه رو دیدم
اما فرد مصدوم اینجوری رو تاحالا ندیده بودم 
و
اینبار هم ندیدم