بسم الله
شما یادتون نمیاد
ولی من یادم میاد
ماها رو قبل از تولد میبردن توی اتاق پیش تولد
اونجا صدای ناله یک زن میاد
و
زنهایی که بهش میگن زور بزن
زن زور میزنه
اما نفس شما کم نمیشه و قلبتون تند نمیزنه
لذا فرشته ها میبرنتون اتاق تولد دیگه
اینقدر جابه جا میشین
تا با زنی که موقع زور زدن تعداد ضربان قلبتون رو بالا ببره مچ بشین
اونوقت اون زن میشه مادرتون
یکی اومد رد شد از جلوی اتاق حالا من نمیگم اون کیه ولی میشناسینش
شما یادتون نمیاد
ولی من یادم میاد
بعضا میشد که دست بچه ای رو میبریدن و میگفتن این باید معلول به دنیا بیاد
در اینجور مواقع شما نفس راحتی میکشی که بچه اون مادر نشدی
یکی میاد رد میشه از جلوی اتاق حالا نمیگم کیه اما میشناسینش همه تون
شما یادتون نمیاد
اما من یادم میاد
یهو پریدن یک بچه بدبخت رو خفه کردن گفتن تو مرده به دنیا بیا
یهو گفتن تو به دنیا بیا
اما دیگه صدای ناله مادرش نیومد
عوضش صدای گریه باباش اومد که زنش رو عاجزانه صدا میکرد
اومد دوباره از جلوی اتاق رد شد
نمیتونم بگم کی هست
اما توی دستش یک نقاب ترسناکه
اما صورتش اینقدر ترسناک نیست
شما یادتون نمیاد
اما همین اتاق بغلی ما به دختره گفتن داداشت باید مرده به دنیا بیاد ولی تو.به دنیا بیا
به من گفتن تو مسلمونی و اسم بابات محمده
شما یادتون نمیاد
منم یادم نمیاد
اما مطمینم که.اعتراض کردم
من اصولا ادم معترضی هستم
و
مطمینم اعتراض کردم
فقط یادم نمیاد
لعنتی
باز اومد رد شد از جلوی من
بهش گفتم بدون نقاب قشنگ تری
یادم نمیاد چی جواب داد
اما تا ماما منو گرفت
و گفت بسم الله الرحمن الرحیم ناپدید شد
و
من به دنیا اومدم
شما یادتون نمیاد
منم یادم نمیاد
اما خداکه یادشه
شیطونم یادشه
همه شون یادشونه
فقط ماها یادمون نمیاد
#ایواخانوم
🌺
🍃🌺
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"