وحدت وجود

یکی از داییام که بیشتر از ۴۸ساعت در زندگیم باهاش برخورد نداشتم یه روز بهم گفت
ببین منیژه!
آدم قرض داره
صابخونه ش گفته پاشو ولی خونه پیدا نمی کنه
مادرش سرطان داره
خودش درد قلبی داره
دخترش با دامادش قصد طلاق دارن
ماشینش به روغن سوزی افتاده باید درستش کنه
و
خیلی چیزهای دیگه
اما یهو
تمام مشکلاتش حل میشه
چطوری؟
با مرگ !
الان کرامات دیگه غصه فرورفتگی ناشی از تصادف در عقب سمت راست ماشینشو نمیخوره
دیگه کمرش درد نداره
دیگه سرطان اذیتش نمی کنه
دیگه جوش برنامه های حوزه هنری رو نمی زنه
دیگه نگران داداشش نیست
میدونه دنیا کوتاهه
میدونه بالاخره میگذره
میدونه همه مردم دنیا یکی هستن
حالا به وحدت وجود با خدا و همه مردم رسیده و مدام بیشتر در این وحدت فرو میره
تا جایی که همونقدر به فکر شما هست که به فکر مادرشه
این مرگ و ارتقای روحی فرد خیلی عجیبه
روی خودش
روی اطرافیانش
اگر کرامات زنده بود و این صفحه روزنامه چاپ میشد شاید ناراحت میشدم که شعر و عکس من پایین شعر و عکس کراماته
اما الان افتخار میکنم که شعر من و کرامات توی یک صفحه چاپ شده ولو پایین تر از کراکات
انگار که کرامات شخص مهمیه
انگار که شجریانه
انگار که حافظه
این مرده پرستی نیست
این پرستش روحی هست که ارتقا پیدا کرده به وحدت وجود
به جهانی بالاتر
امروز هفتم کرامات رو میگیریم
و
ورود برای عموم ازاده در قطعه هنرمندان بهشت رضا ساعت۲
و
من این شانس رو داشتم که قراردادم از سه ماه قبل به فردا موکول شد و فردا بعد از هفتم کرامات از مشهد میرم
و
این از کرامات کراماته
همیشه میگفت من باهات میام روستا
من غذا می پزم تو برو دکتری کن
و
در حالت عدم وحدت وجود من میگفتم یعنی باید نصف حقوقمو به کرامات بدم؟
به همین خودخواهی
حتما الان با وحدت و آگاهیی که بعد از مرگ پیدا کرده از این فکر من آگاه شده و خنده تلخی زده با خودش که من در چه فکر بودمو منیژ در چه خیال
#ایواخانوم
🌺
🍃🌺
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"