فرهیختگان
اگر از من بپرسن فرهیخته ترین افرادجامعه کیا هستن میگم اساتید دانشگاه و خانواده هاشون
البته بعضیاهم بودن که رفتن سلمان رشدی رو بکشن و نشده و برگشتن و استاد دانشگاه شدن
کار به کسانی که سهمیه داشتن ندارم
اونا در چشم و منش و راه رفتنشون استادی و فرهیختگی نیست
اونا مثل من ادم عادی هستن هنوز تک تیراندازن، رزمنده ان، دکترن، تروریستن، روحانی ان و...
اونا استاد نیستن اونا همون چیزی هستن که قبلا بودن
استادا و بچه هاشون چیز دیگه ای هستن
موقر
متین
آرام
هیچوقت دوست نداشتم بچه استاد باشم
چون نمیتونم موقر و فرهیخته باشم
نمیتونم سنگین باشم
میتونم دکتر باشم
روحانی باشم
شاعر باشم
خانه دار باشم
اما نمیتونم بچه استاد باشم یا استاد باشم
یادم میاد یک دوست داشتم بچه استاد بود
خواستنی و ظریف و شیرین زبون
یکبار قرار شد به منشی بخش دست جمعی دروغ بگیم
نگفت
گذاشت رفت و از بقیه بچه ها جدا شد
درنیفتاد باهامون
کار زشتمون رو به رخمون نکشید
فقط گذاشت رفت
بهترین و تاثیرگذارترین نهی از منکری بود که شنیده بودم
احساس حقارت بهم دست میده وقتی که میخوام دروغ بگم
و
فقط این احساس بخاطر رفتار اون بچه استاد بود
دمتون گرم استادا و بچه استادا
دم ماها که خیلی سرده
#ایواخانوم
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"