
افتاده ام به پای درختت لهیده تر
از میوه های پچ شده حتی رسیده تر
من را ببر به حادثه فحش آبدار
از یک چک ِ به صورت دشمن کشیده تر
من از نبی به وحی خودم مطمین ترم
از حضرت محمدتان برگزیده تر
آگاهی ام نتیجه تنهایی من است
بی حرفم ، از صدای خدا ناشنیده تر
من روی پای عقل خودم ایستاده ام
از یک سر ِ نیاز به گردن ، بریده تر
حتی غضب لباس مرا سرخ تر نکرد
از شیشه های الکل خالی پریده تر
پیرم به حکم سنم و پیرم به حکم عقل
از جام عمر یک دو سه خط سرکشیده تر
#ایواخانوم
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۶/۰۹ ساعت 13:43 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"