اومده با تب و بدن درد
آشپز هیاته
بهش میگم مشکوکی
نری آشپزی کنی
چشاش پر از اشک شد
از شواهد چنین برمیاد که میخواد آشپزی کنه
مراقب باشین
عشق حسینی وقتی که به فکر حسینی غلبه کنه ضد حسینی میشه!
از ما گفتن بود
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۵/۳۰ ساعت 18:26 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"